<> Leila Sadeghi
 

Leila Sadeghi

Read Story, Dream Story, Be a Story

زندانی
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/٢٥  


آن مرد همواره نگران آن زن است. کار وقت گیرش، اوقات تنهایی اش، وقت آزاد نداشتنش.

آن زن به حال آن مرد غبطه می خورد. زمانی که می تواند فکر کند، بخواند، بنویسد، و آزادی باشکوهش.


پاتریشیا کریگن
برگردان: لیلا صادقی


کلمات کلیدی: داستان
 
شاهزاده فریبنده
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/۱٩  


جورج دبلیو. کلینگر من
برگردان: لیلا صادقی


دریغ، دختری در پایین جاده راه می رود.
دریغ، دختری غوکی بدقواره را می پاید.
دریغ، دختری لب های لزجش را می بوسد.
دختری، دریغ از زهر آب دهان می میرد.


کلمات کلیدی: داستان
 
مقدمه قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/۱٦  


ما از مردم هستیم...


م. استانلی بوبین


کلمات کلیدی: داستان
 
من کیستم؟
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/٩  

نوشته: لیلا صادقی



شاید اگر در خانه ای بزرگ می شدم که پدرم تا سال سوم متوسطه و مادرم مشوقی خوب برای درس خواندنم بود، حالا معلم کلاس اول ابتدائی بودم.
بچه ها ساکت! سر کلاس نشسته اند و منتظرند که نمره های ثلث دوم را برایشان بخوانم. می خواهم اول درس بدهم که از بقیه کلاس ها عقب نمانیم.
آن مرد سوار بر اسب آمد.
اجازه خانم! نمره دیکته منو می خونید. بچه ها ساکت! حواستون به درس باشه.
آن مرد آمد.
آن مرد با اسب آمد.


کلمات کلیدی: داستان